آینده اینترنت: متاورس یا جزیره ایستر؟

آینده اینترنت: متاورس یا جزیره ایستر؟

راپا نویی، جزیره کوچکی در سواحل شیلی که بیشتر به جزیره ایستر معروف است، به خاطر موآی هایش مشهور است. این مجسمه‌های غول‌پیکر به شکلی غیرقابل درک به داخل خشکی، پشت به دریا خیره می‌شوند، گویی که شاهد داستان در حال وقوع جزیره هستند. آن داستان پایان خوشی نداشت. من نمی توانم آن را به عنوان یک استعاره و حکایت هشداردهنده برای عصر اطلاعات ما و اینترنت که به آن وابسته است نگاه نکنم.

هنگامی که ماجراجویان پلینزی برای اولین بار در حدود سال 1200 پس از میلاد در راپا نویی ساکن شدند، این بهشت ​​سرسبز بود که برای کشاورزی و جستجوی علوفه بسیار مناسب بود. این جزیره دارای 16 میلیون درخت و منابع فراوان برای حفظ جامعه ای رو به رشد و شکوفا بود. این موهبت دوام نیاورد. زمانی که کاپیتان جیمز کوک در سال 1722 وارد این جزیره شد، این جزیره یک زمین بایر بود که تقریباً عاری از گیاهان و جانوران خوراکی بود. با این حال، هنگامی که جمعیت بومی برای اولین بار با اروپایی ها ملاقات کردند، مردم محلی درخواست غذا یا آذوقه نکردند. تنها چیزی که آنها می خواستند بدانند این بود که بازدیدکنندگان چقدر برای کلاه های فانتزی خود می خواهند.

مطالعه بیشتر: شما باید همین الان ویندوز و کروم را به روز کنید

مذاکرات فوری برای مد خارجی به سختی واکنشی است که از یک جمعیت گرسنه انتظار می رود وقتی بازدیدکنندگانی با امکانات مناسب وارد می شوند. برای این موضوع، ساختن مجسمه های عظیم برای افرادی که به یک معیشت ضعیف چسبیده اند، سرگرمی بعید به نظر می رسد. همانطور که باستان شناسان تری هانت و کارل لیپوف در کتاب فوق العاده خود به نام مجسمه هایی که راه می رفتند توضیح می دهند، مردم راپا نویی از گرسنگی نمی مردند. آنها همچنین از گیاهان و جانوران بومی جزیره که مدت‌ها تهی شده بودند زندگی نمی‌کردند. آنها در عوض به رژیم غذایی متشکل از تقریباً منحصراً از گونه های مهاجمی که اکوسیستم جزایر را نابود کرده بودند، عادت کرده بودند، R. exulans: موش های اقیانوس آرام.

هنگامی که اولین مهاجران پولینزیایی به جزیره ایستر آمدند، موش ها روی قایق های خود نشستند. هنگامی که آنها در خانه جدید خود فرود آمدند، بدون شکارچی طبیعی و تعداد زیادی ریشه خرما برای خوردن، به پرخوری رفتند. موش ها درختان را با سرعتی بیشتر از سرعت تولید مثل حیوانات موذی نابود می کنند. در نهایت، موش ها 20 گونه دیگر از گیاهان جنگلی، شش گونه پرنده خشکی و همچنین چندین پرنده دریایی را حذف کردند. در نهایت، حیوانات موذی تقریباً تمام چیزی بودند که برای مصرف باقی ماندند. به نظر می‌رسید که راپا نویی اهمیتی نداشته باشد. موش ها فراوان بودند و در نهایت مردم باید به طعم آن عادت کرده باشند. فید توییتر من در طول سال ها مسیر مشابهی را دنبال کرده است.

زمانی که اینترنت برای اولین بار شکل گرفت، وعده داد که بهشت ​​اطلاعات نامحدود، تعامل بی واسطه و ارتباطات اجتماعی بی حد و حصر باشد. این اینترنت نیست که ما اکنون در آن زندگی می کنیم. همانطور که محیط آنلاین را پر کردیم، چندین گونه مهاجم (موتورهای جستجو، پلتفرم های اجتماعی، بازاریابان محتوا) را با خود آوردیم که بدون در نظر گرفتن هزینه ای که برای بقیه ما دارند، منابع طبیعی اینترنت را به نفع خود و انتشار خود مصرف می کنند. این پلتفرم‌ها چشم‌انداز اطلاعاتی سرسبز را از بین می‌برند و آن را به سرزمین بایر دستکاری پولی تبدیل می‌کنند.

این به این معنی نیست که پلتفرم هایی مانند فیس بوک، گوگل، تیک تاک و توییتر باید حذف شوند. خدمات نمای عمومی آنها می تواند بسیار مفید باشد و در برخی موارد اکنون زیرساخت ضروری است. مشکل در این است که چگونه آن خدمات از مدل‌ها و شیوه‌های تجاری در قلب این شرکت‌ها پشتیبانی می‌کنند و آن‌ها را پنهان می‌کنند. بدون استثنا، غول‌های دنیای آنلاین برای کسب درآمد و استفاده از نظارت و دستکاری برای جلب و جلب توجه کاربران به تعامل وابسته هستند. اینکه این پلتفرم‌ها چه داده‌هایی را جمع‌آوری می‌کنند و چگونه از آن‌ها استفاده می‌شود، در پشت لایه‌های غیرقابل نفوذ موافقت‌نامه‌های مجوز کاربر، ادعاهای اسرار تجاری و فریب‌های آشکار پنهان است.

این شیوه‌ها موش‌های حفاری هستند که تا دیر شده ریشه‌های وب را می‌جوند. اطلاعات واقعی به توطئه و اطلاعات نادرست فرو می ریزد، بازاریابی تبدیل به دستکاری می شود، گفتگو به لغو ختم می شود. متأسفانه داریم به آن عادت می کنیم. حتی ممکن است در حال ایجاد ذائقه برای آن باشیم. کسانی که با وب بزرگ شده اند هرگز چیز دیگری نمی دانند. بنابراین، به جای به صدا درآوردن زنگ خطر و تقاضای تغییر، ما بیشتر علاقه مند به دریافت کلاه های فانتزی این پلتفرم ها در ازای توجه و داده های شخصی خود هستیم.

ما در برهه ای از زمان هستیم که این فرصت را داریم که مسیر مخرب اقتصاد دیجیتال را اصلاح کنیم. همانطور که در آخرین پست خود توضیح دادم، قانون پاسخگویی و شفافیت پلتفرم در حال آغاز نبرد طولانی و دشوار خود برای تبدیل شدن به قانون است. در اصل، این قانون به پلتفرم‌های اصلی نیاز دارد تا داده‌های عملیاتی را تحت نظارت دقیق در اختیار محققان قرار دهند. این امر شروع به تابش نور بر روی اقدامات بالقوه مخرب می کند و اساساً موش ها را بیرون می راند و در عین حال درختان را حفظ می کند.

این قانون ضروری است زیرا پلتفرم های اصلی بارها نشان داده اند که علاقه ای به درک و رسیدگی به مشکلات ذاتی و ناشی از محصولات و عملکردهای خود ندارند. آنها حتی کمتر علاقه مند به در دسترس قرار دادن داده های لازم برای محققانی هستند که می خواهند پویایی اقتصاد دیجیتال را درک کنند. برای غول های وب، شعار «شیطان نباش» به «گرفتار نشو» تبدیل شده است.

همانطور که ما برای مهاجرت از اینترنت به Metaverse آماده می شویم، در معرض خطر آوردن همان گونه های مخرب با خود قرار می گیریم و در محصولات و خدماتی که مصرف خواهیم کرد غوطه ور می شویم. بدون قوانین جدید، هیچ دلیلی وجود ندارد که از معماران و مدیران انتظار داشته باشیم که رفتاری متفاوت از آنچه تاکنون داشته اند داشته باشند. آنها در حال حاضر نیروهای خود را جمع آوری کرده و پایه ها را می گذارند. امروز، وال استریت ژورنال گزارش داد که حدود 100 نفر از تیم سازنده هدست های واقعیت افزوده هولولنز مایکروسافت برای پیوستن به متای مادر فیس بوک ترک کرده اند. هنگامی که به آنجا رسیدند، احتمالاً برای تداوم همان شیوه های تهاجمی و دستکاری که در اقتصاد دیجیتال بومی شده اند، استفاده خواهند شد.

تلاش‌ها برای بازپس‌گیری چشم‌انداز اینترنت و حفاظت از قلمروهای باز متاورس در حال انجام است. در حالی که PATA از شفافیت و تحقیق حمایت قانونی می کند، اتحاد Deep Trust در حال ایجاد ائتلاف ها و شبکه هایی در سراسر صنعت برای مبارزه با دروغ های عمیق و اطلاعات نادرست است. شرکت‌های خصوصی مانند Graphika و Echosec ابزارهایی را برای ردیابی، ردیابی و رد اطلاعات نادرست فراهم می‌کنند. مراکز آکادمیک مانند مؤسسه اینترنت آکسفورد و رصدخانه اینترنت استنفورد بینش عمیقی در مورد علوم اجتماعی اینترنت ارائه می دهند.

این نهادها فعالانی هستند که تلاش می کنند اینترنت را به وعده اصلی خود بازگردانند و متاورس را از پیروی از مسیر سمی سلف خود محافظت کنند. اما مانند هر اکوسیستمی، فیزیکی یا مجازی، فعالان به تنهایی نمی‌توانند بر تغییر تأثیر بگذارند. همه ما باید رفتارهای خود را تغییر دهیم، به حفظ حریم خصوصی توجه بیشتری داشته باشیم، شفافیت بیشتری بخواهیم و منابع اطلاعاتی خود را دقیق تر بررسی کنیم. مگر اینکه این کار را انجام دهیم و به طور انبوه، ما، یا به احتمال زیاد آواتارهای ما، در نهایت مانند مجسمه‌ها در متاوره نقطه‌گذاری می‌شوند و با ناتوانی به منظره سمی خیره می‌شوند و متعجب می‌شوند که چه اتفاقی برای جزیره زیبای ما افتاده است.

اشتراک گذاری

1 یک پینگ

  1. پینگ بک: پست‌های ویدیویی اینستاگرام کوتاه‌تر از 15 دقیقه اکنون به صورت Reels به اشتراک گذاشته می‌شوند – آرپسه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 3